پست اول.منتظر ادامه نیز باشید
پيشينه تاريخي موسيقي لرستان
ملان و مقام موسيقار ما تن
مقدمه: موران همته زارگشت چشمهرا تن
وقتي كوساران سخت و پا بر جاي زاگرس را در هم مي نوردي و چشمان عاشقت مردان و زنان پر صلابت را در كنار بلوطهاي افراشته مي بيند. پي به سخن هاي ناگفته، چهره هاي ناديده و آواهاي ناشنيده مي برد.
آواهاو نواهايي كه طنين پر شكوهشان در لحظه لحظهء زندگي ياري دهندهء تن هاي خستهاست:
از تولد تا سور و از سو تا سوگ در فراق و وصال بهترين هاي ايل وتبار زيبا ترين واژه ها را سروده اند و يا در هنگامهء كار و تلاش در مشك زني ، درو، خرمن كوبي، شير دوشي و حتي به گاه خواب و آرميدن ، نغمه هاي زيباي شبانه را فراموش نكردها اند.
هنوز روياي در كنار هم بودن در سؤرناي عروسي ها مي دمند، هنوز شيون انسان ها وساز ها در مقام موسيقي شيوني پرده دل ها را فرو مي ريزد. هنوز زخم هاي تنبور نوازان ان عارفان حقيقت طلب در سكوت شب هنگام دشت هاي نور اباد دلفان آدمي را به جهان ديگري مي رساند.
هنوز بر دامنه قلل ((يافته كوه)) دنياي از شعر و خاطره ايام دور بر سيم هاي كمانچه لري جان ميگيرد هنوز درياي انسان هاي بي شماري تشنه رياي وجود بي رياي هنرمندان اين ديار است. هنرمنداني كه چون شمع سوختند تا ميراث فرهنگي يك قوم را در ورطه قرون و اعصار پاس بدارند.
در اين دفتر مجموعه اي از پژوهسشها وتحقيقات ميداني و كتابخانه اي گرد آوري تا گامي بر شناخت هرچه بيشتر فرهنگ و هنر برداشته شود و اغازي براي پژوهش هاي گسترده تر و جامع تر محققان باشد.
در اين كتاب تحقيقات ميداني و كتابخانه اي فراواني انجام پزيرفته كه در بخش تحقيقات ميداني بيش از 80 ساعت مصاحبه هاي صوتي و تصويري جمع آوري شده كه بيشتر ان ها حاصل زحمات سال هاي دهه پنجاه و شصت و هفتاد هجري شمسي است. در اين راستا از همكاري اساتيدو محققان گرامي اقايان ايرج كاظمي، ايرج محرر، علي زيودار، عليرضا فرزين ومنوچهر رحمتي و... بهرهمند شدم كه بدينوسيله از زحمات همه عزيزان سپاسگزارم هدف از ارائه اين تحقيق وپژوهش تنها در پيشينه و تاريخ موسيقي لرستان بودهو اين جانب هيچ ادعاي در اين مطلب نسبت به معرفي و شناخت فنون موسيقي لرستان نداشته و اين مهم را در حيطهء اساتيد مبرز موسيقي لري ميدانم و انتشار اين مجموعه را تنها به منظور فراموش نشدن پيشينه برخي مقام هاي
با احترام
كوروش عبدي پور
فردوسي شرح كامل اين داستان را اينگونه سروده كه بخش مهمي از آن در ذيل مي آيد :
وزان پس بهر موبدي نامه كرد كسي را كه درويش بد جامه كرد
بپرسيدشان گفت:بي رنج كيست بهر جاي درويش و بي رنج كيست
ز كار جهان يكسر آگه كنيد دلم را سوي روشني ره كنيد
بيامدش پاسخ ز هر مو بدي ز هر نامداري و هر بخرد ي
كه آباد بينيم روي زمين بهر جاي پيوسته گشت آفرين
مگرمرد درويش كه از شهريار بنا لد همي و ز بد روزگار كه چون مي گساردتوانگر همي بسر بر ز گل دارد افسر همي
بر آواز را مشگران مي خورد توانگر همان جان و دل پرورد
بخنديد از آن نامه بسيار شاه هيوني بر افكند پويان به راه
به نزديك شنگل فرستاد كس چنين گفت كه اي شاه فرياد رس
از آن لوريان بر گزين ده هزار نر و ماده بر زخم بر بط سوار
فرستي بر من ، مگر كم من بر آيد از آن نامدار انجمن
چو نامه بنزديك شنگل رسيد سر از فرخ بر چرخ كيوان كشيد
هم آنگاه شنگل گزين كرد زود ز لوري كجا شاه فرموده بود
چو لوري بيامد به نزديك شاه بفرمود تا بر گشادند راه
نظامي در بهرام نامه گر جه داستان فوق را ذكر نكرده اما به اشاره گفته است:
ششهزار اوستاد دستان باز مطرب و پاي كوب و لعبت باز
گرد كرد از سواد هر شهري داد هر بقعه را از آن بهري
تا بهر جا كه رخت كش باشند خلق را خوش كنند و خوش باشند
آواز قطار : (به روايت مومن علي ضروني )
فلك گدا با ين
هفته دو هفته چي من گدا با ين
فلگ گدا شوي
هفته اي دو هفته مثل من گدا باشي
ل بيا با نا
همونه وشان
كلا شيل و پان
در بيابانها كيسها نبان شاه داشته باشي
و گيوه هاي پاره به پا داشته باشي
خجل بماني
تا اسكه قدر گدا ابزاني
خجالت زده شوي
تا آنوقت قدر گدا را بداني يا طعم فقر را به چشي!
ارمن خدا بيام تو بنه بي يا ين
هرگز نميشستم درمنه بي ياين
اگر من خدا بودم و تو بنده من بودي
هرگز نمي گذاشتم تو درمانده باشي
چوين تو خداي مني مه بنه تونم
هميشه اوقات در منه تونم
چون تو خداي من هستي ومن بنده تو
هميشه اوقات من درمانده تو هستم
مومن علي ضروني از هنرمندان كهنسال كوهدشتف، پس از خاندن اين مقام وارد مقام ديگري مي شود ، و نشان مي دهد كه مقام قطار يك اغاز و پيش درآمد ورود به مقامي با ريتم تند تري است.
همچنين استاد امم قلي امامي باتنبور، مير عباس گل مرادي و كره وليزاده با سرنا و دهل مقام (( قطار)) را به استادي اجرا نموه اند.






